عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

663

زبدة التواريخ ( فارسى )

قيدبند وجود آزاد آمد . شربتى كه به ديگران مىداد ، خود بچشيد . مرگ چون اقداح راح است كه به دور مىگردد و به نوبت به همه مىرسد . ساقى اجل هيچ كس را فراموش نمىكند . عمال و كاركنان خراسان و عراق بل نواحى آفاق با وجود او به حيات خود واثق نبودند . ممات او حيات ديگران بود . آن روز كه او را اين واقعه افتاد ، خلايق چنان كه به عيد و عرفه « 1 » و ايام سرور يكديگر را تهنيت كنند ، به همديگر مىرسيدند و مىگفتند ( 1 ) « الحمد لله الذى ارناموته و احيانا بعده » . « 2 » از اكابر و اصاغر جمعى كثير به مجلس تعزيتش حاضر گشتند . همه با يكديگر به اشارت و تنبيه تهنيت مىكردند . عجب اگر در هيچ وقتى از اوقات هيچ‌كس مثل آن مجلسى مشاهده كرده باشد . به هر طرف ممالك كه خبر اين واقعه برسيد ، خاص و عام نويد امن و امان به يكديگر دادند و صدقات و نذور به وفا رسانيدند . « 3 » صاحب معظم خواجه مرشد منشى در تاريخ وفات او فرموده است : بيت مشهور عصر سرور سادات فخر دين * كز احتشام سقف فلك بود پست وى از صدمت قضا شب يكشنبه اوفتاد * در گنبد سپهر صداى شكست وى در بيست و شش ز ماه جمادى الاولى نماند * بر مسند حيات مجال نشست وى تاريخ سال آن به تامل از اين بدان * « ايمن دلند اهل جهانى ز دست وى » « 4 » اميد به كرم واهب العطيات آنكه عواقب امور همه به خير و خوبى باشد ، بمنه .

--> ( 1 ) . م : مىرسند و مىگفت . ( 1 ) عرفه : روز نهم از ذى الحجه ( منتهى الارب ) . ( 2 ) سپاس خداوندى را كه مرگ او را به ما نشان داده بعد از او ما را زنده نگاه داشت . ( 3 ) به وفا رسانيدن : وفا كردن ، به جا آوردن . ( 4 ) ماده تاريخ فوق درست نيست ، زيرا ايمن دلند اهل جهانى ز دست وى به حساب ابجد مىشود 781 .